پرتال دانشجویی دانشگاه پیام نور استان اصفهان - صفحه اصلی
صفحه اصلی
قایم باشک چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط سهیلا محمدی   
15 شهریور 1389 ساعت 07:41

همه‌ دانشمندان مـــی‌میرند و به بهـــشت می‌روند. آنها تصـمیم می‌گیرند که قایم ‌باشک بازی کنند. از بخت بد اینشتین کسی است که باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن کند. همه شروع به قایم شدن می‌کنند به جز نیوتن.
نیوتن مربعي به ابعاد 1 متر، روی زمــین می‌کشد و روي مربع، روبـــروی اینشتین می‌ایستد. اینشتین می‌شمرد:
1، 2، 3، .............................، 97، 98، 99، 100
او چشمانش را باز می‌کند و می‌بیند که نیوتن روبروی او ایستاده است. اینشتین می‌گوید:
"
سوک‌ سوک نیوتـــن "

نیوتن انکار می‌کند و می‌گــــوید: " نیوتن سوک‌ سوک نشده است ". او ادعا می‌کند که نیوتن نیست. تمام دانشمندان بیرون می‌آیند تا ببینند او چگونه ثابت می‌کند که نیوتن نیست.

 نیوتن می‌گوید: " من در مربعي به مساحت 1متر مربع ایستاده‌ام... این باعـــث می‌شود که من نیوتن بر متر مربع بشم،
چون نیوتن بر متر مربع معادل پاسكاله، پس پاسكال بايد بره بيرون !!!!!!!!"

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (0) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
تاريخچه پول از مبادله كالا تاپول كاغذي چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط سحر عنايتي   
15 شهریور 1389 ساعت 07:26

 

 

 

 در جوامع نخستین، تحصیل انواع کالاهای تولید شده جهت مصرف صرفا از طریق تعویض

 و مبادله دو کالا امکان‌پذیر بود و این مبادله مشکلات بسیاری به همراه داشت.

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (0) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
داستان عجیب چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فریبا آقاداودی   
14 شهریور 1389 ساعت 14:25

 

 chay.gif

 

يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد...

 

اتومبيل دانشجوی بیچاره ای كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. دانشجو به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي دانشجو مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
دانشجو با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان دانشجو بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه باز هم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار دانشجو گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
دانشجو تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
دانشجو گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه دانشجو را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به او گفت : «صدا از پشت آن در بود»
دانشجو دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . دانشجو گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . دانشجو درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . دانشجو كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.


.


.


.

 

.

 

.

 


.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد ....

 

 

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
حسابداری پیمانکاری چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط مریم علاقه مندان   
14 شهریور 1389 ساعت 12:43

 

موسسات بخش عمومی و خصوصی اجرای عملیاتی نظیرراه سازی، سد سازی، اسکله و بندرسازی، نصب خطوط پستهای فشارقوی و انتقال نیرو، کشتی سازی، هواپیماسازی،ساختن فیلمهای سینمایی و قطعات پیچیده وسایل و تجهیزات را با انعقاد قرارداد به موسسات پیمانکاری واگذار میکنند. تعریف صنعت پیمانکاری به دلیل تعدد و تنوع حیطه عملیات، کاری دشوار است. در این مقاله، حسابداری پیمانکاری در موسساتی که از طریق انعقاد قرارداد به ساختن دارایی اشتغال دارند مورد مطالعه قرار میگیرد.

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
ذهینتتان را به زندگی تغییر دهید. چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط مریم علاقه مندان   
13 شهریور 1389 ساعت 19:40

 

از گورخري پرسيدند : تو سفيدي ؛ راه راه سياه داري ؟ يا اينكه سياهي, راه راه سفيد داري؟
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي, فقط عادت‌هاي بد داري؟ يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساكتي ,بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني ؟ يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت مي‌شي؟
ذاتا خوشحالي, بعضي روزها ناراحتي ؟ يا ذاتا افسرده‌اي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباس‌هات تميزن , فقط پيراهنت كثيفه ؟ يا لباسهایت كثيفن و شلوارت تميزه؟

این یک داستان بود که از قسمت نظرات وبلاگ tumay.blogfa.com  برداشتم به نظر من اگه ما آدما به جای دیدن بدی آدما به خوبی آنها نگاه کنیم هم خوش بینانه تر زندگی خواهیم کرد و هم خوب و راحت .

آدم بد یا کسایی که خوبی کم میکنند همه جا هستند بهتر است که ما با خوبی هامون نشان بدیم که آنها هم میتوانند خوب باشند . اگه جواب بدی را با بدی بدین شما هم شدین عین اون گاهی وقتا صبر هم لازمه.

خدا هزاران راه برای ادامه زندگی واسه ما آدما گذاشته بهتر کم نیاریم و راه خوشبختی با فکر انتخاب و طی کنیم.

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
میلیاردر؟؟!! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط مریم علاقه مندان   
13 شهریور 1389 ساعت 19:26

 

حضور فعال خانواده ثروتمند هندی در 25 کشور دنیا


mony

کومار بیرلا، صنعتگر هندی و رییس گروه آدیتای بیرلا با ثروت 9/7 میلیارد دلار، میلیاردر

هشتاد و ششم جهان در سال 2010 است.

 


 

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
معادله فیزیکی عجیب ترین گل تاریخ فوتبال کشف شد!!! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
13 شهریور 1389 ساعت 14:34
معادله فیزیکی یک گل جادویی برزیل کشف شد؛گل روبرتو کارلوس شانسی نبود!...
 

goal.jpg

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پایان >>

مورد 1 - 13 از 44