ipnuportal ipnuportal    
ipnuportal ipnuportal
 
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal
 
ipnuportal Advertisement ipnuportal
 
ipnuportal
ipnuportal
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal ipnuportal
ipnuportal

انجمن علمی فیزیک

جستجوی مطالب

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
 
انجمن علمی فیزیک
یک شبی را زنده دار ... چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
08 شهریور 1389 ساعت 12:29
شب قدر.jpg
و باز از راه رسید
باز راه بندگی، آشکارا ما را به سوی خود می خواند
باز ندایی می گویید توشه ای برچیده ای؟
باز بهانه های خیس بخشش، آماده عبور از جویبار چهره هایند
تا بشویند سیاهی ها را
تا با خود ببرند غبار ضلالت ها را
تا بگویند هنوز امیدی هست
به بخشش،به رسیدن،به روشنایی ...
 
و ای انسان
دیگر نوبت به تو رسیده
که ثابت کنی انسانیتت را
که افسار بندگی شیطان بدری
که در آغوش خالقت آرام گیری
پس گامی به سویش بردار ...
 
 
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت ...

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
شاید این جمعه بیاید . . . . شاید . . . . چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
04 مرداد 1389 ساعت 17:03
p4_sized1.jpg

نظرات (1) | امتیاز دهی به متن (1) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
***علی ای همای رحمت*** چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
05 تیر 1389 ساعت 00:51

6fsfcar.jpg

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (2) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
« ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک » چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
13 خرداد 1389 ساعت 17:43

ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک باد

قلمم واﮊه های خسته را از نگاه تو می نویسند

شعرم  مهربانی را  از صدا ی تو قرض می گیرد 

مادرم می بینم اخم هایت به من می خندند 

می شنوم نفرین هایت مرا دعا می کنند 

میدانم اگر صدایت کنم پاهایت

بهشت را تاب نمی آورند

له می کنند و اگر صدایم کنی

آوایت جهنم  را بهشت آتش را مهربان می کند به من

مادرم نمیدانم کدام مکتب درس خواندی

که از نگاهم می خوانی بزرگترین غم هایم را و ناگفته از حفظی

بزرگترین رازهایم راستی چند هزار شاعر زندگی می کنند در دلت 

که نگاهت می سرایند این شعرهای بلند را؟ 

مادرم  میدانم که قلم ها قصه ات شعرها غصه ات درک نمی توانند لیک بدان که بی تو 

نه شعری  که در دلم هست  اینقدر بلند میشد و نه قلمی که در دستم  اینقدر کوچک

نظرات (1) | امتیاز دهی به متن (9) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
یاس کبود چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
27 ارديبهشت 1389 ساعت 12:38

مانده بود چه بگوید.حرفی برای گفتن نداشت.از خجالت سرش را پائین انداخته بود و اشک می ریخت.چاره ای نداشت... دو دستی امانتی را تحویل داد و گفت :

«ببخشید امانتدار خوبی نبودم؛پهلویش شکست...» 

یاس بوی مهربانی می دهد
عطر دوران جوانی می دهد
یاس ها یادآور پروانه اند
یاس ها پیغمبران خانه اند
یاس ما را رو به پاكی می برد
رو به عشقی اشتراكی می برد
یاس در هر جا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست
...
یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح، پرپر می شود
راهی شب های دیگر می شود
یاس مثل عطر پاك نیّـت است
یاس استنشاق معصومیّـت است
یاس را آیینه ها رو كرده اند
یاس را پیغمبران بو كرده اند
یاس بوی حوض كوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشكش از الماس بود


نظرات (1) | امتیاز دهی به متن (7) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
گاهی به نگاهت نگاه كن! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
20 ارديبهشت 1389 ساعت 18:19

گاهی به نگاهت نگاه كن

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان كاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد كنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض كنید .» 

 ...

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (4) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
ماه من، غصه چرا؟! چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
14 ارديبهشت 1389 ساعت 08:11

 ماه من، غصه چرا؟!
 
ماه من، غصه چرا ؟
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به ما می‌خندد!
.

.

نظرات (1) | امتیاز دهی به متن (5) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
عشق واقعی چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
06 ارديبهشت 1389 ساعت 12:17

  عشق واقعی

عید نوئل فرا رسیده و برادر بزرگ پاول برای تبریک سال نو یک خودرو زیبا برای پاول خریده بود. روزی از روزها بعد از انجام کار، پاول دفترش را ترک کرد. با تعجب دید که پسر کوچکی در کنار خودرو جدید وی دور می زند و با نگاه تحسین آمیز به ماشین نگاه می کند...

 

اولين نظر را شما بدهيد | امتیاز دهی به متن (5) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

ادامه مطلب...
 
سال نو مبارک چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط فرزاد طاهری   
02 فروردين 1389 ساعت 21:57

eid89.jpg
 

 

 

 

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار ...

سال نو مبارک

نظرات (1) | امتیاز دهی به متن (4) | نقل قول این متن | ارسال به دوست

 
 
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal ipnuportal
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal
ipnuportal
ipnuportal ipnuportal